مصطفى محقق داماد

32

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

قرّاء سه‌گانهء متمّم سبعه ( قرائات عشر ) را آحاد و قرائات متمم عشره را شاذ دانسته است . اما سيوطى تحت عنوان « معرفة المتواتر و المشهود و الآحاد و الشاذ و الموضوع و المدرّج » نظر قاضى جلال الدين را در آنجا كه قرائات سبعه را متواتر مىداند ، رد مىنمايد . دلايل وى براى رد تواتر قرائات سبعه عبارت است از : ( 1 ) قرائات سبعه از طريق اخبار آحاد بدست ما رسيده است ؛ ( 2 ) وثاقت برخى از روات و ناقلان قرائات سبعه به ثبوت نرسيده است ؛ ( 3 ) هر قارى از قرّاء سبعه ، قرائات خود را به عنوان قرائات شخصى و منسوب به خود براى ديگران نقل مىكند و همين استدلال ، دليل قاطعى است بر اينكه قرائات مذكور مستند به اجتهاد قرّاء و آراء شخصى آنهاست . زيرا اگر اين قرائات از طريق اخبار متواتر از خود پيامبر اسلام ( ص ) بدست آنها مىرسيد ، براى اثبات صحّت آنها احتياج به احتجاج و استدلال نداشتند ؛ ( 4 ) انكار بعضى از محققين علوم قرآنى نسبت به عده‌اى از وجوه قرائات قرّاء سبعه . در همين زمينه محققان و دانشمندان ديگرى نيز ضمن استدلال خود ، عدم تواتر قرائات قرّاء سبعه را به ثبوت رسانده‌اند . و در مقابل ، طرفداران عقيدهء به تواتر قرائات سبعه نيز براى اثبات نظريهء خود به وجوهى استدلال مىكنند كه فشردهء آن عبارت است از : ( 1 ) دعوى اجماع متقدّمان و متأخّران بر تواتر قرائات سبع ؛ ( 2 ) اهتمام صحابه و تابعين به خود قرآن ، تواتر قرائت را ثابت مىكند ؛